راهنمای ساختن زندگی با رویکرد مموآر
مقدمه
در دنیای فنی، زمانی که محصولی ناشناخته است یا دسترسی به فرایندهای آفرینش آن وجود ندارد، اجزای آن را باز میکنند و سعی میکنند از انتها به ابتدای خلق آن برسند. به این کار مهندسی معکوس میگویند. کاری که اتفاقاً در کشورمان، به دلیل انواع محرومیتها و محدودیتها رایج است.
حال تصور کنید که این کار را برای زندگی یک انسان انجام دهیم. حتماً شنیدهاید که در مباحث هدفگذاری و توسعۀ فردی میگویند؛ مثلاً خود را در ۵ یا ۱۰ سال آینده تصور کنید. با جزئیات بنویسید که میخواهید چه کسی باشید یا چه چیزهایی داشته باشید. گاهی از آن فراتر رفته و میگویند خود را در ۸۰ سالگی تصور کنید. یا حتی کمی افراطیتر، دوست دارید در آگهی ترحیمتان یا مراسم سوگواریتان چه بگویند.
معتقدم که این کار میتواند چشمانداز خوبی به آدم بدهد. اما بیایید آن را ملموستر کنیم و صرفاً از حالت یک تصور چنددقیقهای یا چند صفحه روی کاغذ در بیاوریم. فکر کنید که در ۸۰ سالگی میخواهید داستان زندگی یا مموآرتان را بنویسید. کتابی که قرار است بگوید چطور زندگی کردهاید، چه چیزهایی یاد گرفتهاید، چه تصمیمهایی شما را ساخته است.
حالا به این فکر کنید: این کتاب چه شکلی خواهد بود؟ آیا خواندنش برای دیگران جذاب است؟ آیا نسخۀ ۸۰سالهتان، هنگام بازخوانیاش لبخند میزند یا افسوس میخورد؟
نکتۀ مهم همینجاست:
مموآری که در آینده خواهید نوشت، از امروز ساخته میشود. یعنی میتوانید با نوعی مهندسی معکوس زندگی، آیندهای را که میخواهید ببینید، از همین حالا طراحی کنید.
مموآر چیست و چرا برای آیندهسازی مهم است
مموآر فقط «خاطرهنوشتن» نیست. مموآر روایتِ شخصی زندگی است با نگاه، توضیح و انتخابهای نویسنده.
یک مموآر خوب معمولاً سه ویژگی اصلی دارد:
1- صدا[۱]
هر مموآر صدای مخصوص خودش را دارد. صدای آدمی که دنیا را از زاویۀ خاصی میبیند.
مثلاً در مموآر آنه فرانک، صدایش، صدای دختر نوجوانی است که با همه ترسها و امیدها در دل جنگ جهانی زندگی میکند. صدای او ساده و صادق است. همین صدای منحصربهفرد کتاب را ماندگار کرده است.
وقتی در ۸۰سالگی مموآرتان را مینویسید، صدایتان همان «شما» خواهد بود؛ درست مثل امروز، فقط پختهتر. اما اگر از امروز خود واقعیتان را زندگی نکنید، آیندهتان هم صدایی نخواهد داشت.
2- تمرکز روی لحظهها، نه اتفاقهای بزرگ
مموآر برخلاف زندگینامۀ رسمی، دنبال تمام جزئیات نیست. معمولاً چند فصل مهم، چند انتخاب اصلی، چند رابطۀ تأثیرگذار را روایت میکند. کتاب آن هنگام که نفس هوا میشود نوشتۀ پال کالانیتی، نمونهای از مموآری است که روی چند فصل مهم زندگی تمرکز کرده: تبدیلشدنش به پزشک، مواجهه با مرگ و تلاش برای معنا پیدا کردن.
شما هم لازم نیست در آینده قهرمانِ داستانهای عجیب باشید. کافی است چند فصل واقعی در زندگی داشته باشید: فصل یاد گرفتن، فصل عاشق شدن، یاد گرفتن یک هنر یا مهارت، فصل ساختن دوستیهایی که دوام میآورند، فصل تصمیمهای بزرگ.
3- دروننگری[۲]
مموآر فقط یک روایت نیست؛ تحلیل هم هست. نویسنده فکر میکند؛ میپرسد؛ اشتباهاتش را بررسی میکند؛ و تلاش میکند بفهمد چرا فلان تصمیم را گرفته است. در کتاب تحصیلکرده نوشتۀ تارا وستوور، او فقط خاطراتش را نمیگوید؛ توضیح میدهد چرا آن خاطرات برایش مهماند و چگونه او را تغییر دادهاند.
مموآرتان در ۸۰سالگی هم همینطور خواهد بود. اما آیا از امروز برای این «دروننگری» مواد خام جمع میکنید؟ آیا به تصمیمهایتان فکر میکنید؟ آیا یادداشت میکنید چه چیزی تغییرتان داده؟
اگر این کارها را نکنید، آیندهتان صفحات سفید زیادی خواهد داشت.
مموآرهای الهامبخش چه چیزهایی را نشان میدهند
برای اینکه بهتر بفهمید چگونه بهتر است امروز زندگی کنید تا مموآر آیندهتان خواندنی باشد، چند نمونۀ ساده و قابلدرک را مرور میکنیم. این کتابها، مموآرهاییاند که بسیاری در دنیا خواندهاند یا دربارهشان شنیدهاند:
مثال ۱: دفترچه خاطرات آنه فرانک
آنه فرانک که خود یک نوجوان است با صداقت و نگاه انسانی یک نوجوان در تنگنای جنگ جهانی دوم مینویسد. او نشان میدهد، لازم نیست اتفاقی بزرگ در زندگی رخ دهد تا روایتتان ارزشمند باشد. بلکه نوع نگاه، ترسها و امیدهایتان، همان چیزی است که کتاب را زنده میکند.
مثال ۲: تحصیلکرده
تارا وستوور از رشد شخصی و عبور از محدودیتها مینویسد. نشان میدهد، هر مسیر یادگیری –حتی یاد گرفتن یک مهارت کوچک– میتواند سالها بعد یک داستان باشد.
مثال ۳: هیچگاه تنها گام برنخواهی داشت
درسهای زندگی کاپیتان تام مور، روایتی موجز، ساده و شیرین از ۱۰۰ سال زندگیاش است. از بهترین نمونههای مموآر از یک زندگی معمولی اما پربار و تأثیرگذار.
هرکدام از این کتابها، یک پیام مهم دارند: زندگیهای واقعی فقط با اتفاقهای بزرگ تعریف نمیشوند، بلکه با انتخابهای کوچک رقم میخورند.
سه سؤال طلایی که مموآر آیندهتان را میسازند
کسی که میخواهد از امروز میراثش را بسازد، بهتر است این سه سؤال کلیدی را از خود بپرسد:
۱. در ۸۰سالگی میخواهم چه کسی باشم؟
این سؤال میتواند درمورد تمام جزئیات زندگی باشد. از شخصیت گرفته تا شغل و ثروت و جایگاه اجتماعی. اما به یاد داشته باشید که تصویری که از خودتان در آینده دارید، باید از امروز در رفتارهای کوچک دیده شود.
۲. چه چیزهایی برایتان ارزش دارد؟
ارزشها همان ستونهایی هستند که مموآر آیندهتان روی آنها بنا میشود. اگر امروز ندانید چه چیزی مهمتر است: خانواده، دوستی، یادگیری، خلاقیت، کمک به دیگران. آنگاه در آینده چیزی برای نوشتن باقی نمیماند.
۳. میخواهم چه اثری از خود بجا بگذارم؟
میراثتان لازم نیست پروژههای بزرگ باشد. گاهی یک میراث خوب یعنی: آدمهایی که از برخورد با شما حال بهتری پیدا کردهاند، مهارتی که یاد دادهاید، کار درستی که در یک لحظۀ سخت کردهاید، یا حتی عادت خوبی که ساختهاید و بعدها به دیگران منتقل میکنید.
ویژگیهای مموآر جذاب و چطور از امروز آنها را در زندگی بسازی
در این بخش، ویژگیهای اصلی یک مموآر خواندنی را میگوییم و توضیح میدهیم چطور باید از امروز زندگی کنید تا روزی بتوانید چنین کتابی بنویسید.
۱. صداقت
مموآر بدون صداقت ارزش ندارد. در آینده باید بتوانید دربارۀ ترسها، اشتباهها، شکستها و لحظههای غرورآفرینتان بنویسید، بدون اینکه خود را قهرمانی بینقص نشان دهید. صداقت از امروز شروع میشود: اگر اشتباه کردید، بپذیرید. اگر چیزی بلد نیستید، یاد بگیرید. اگر ترسی دارید، از آن فرار نکنید.
۲. تجربهجویی
مموآر بدون تجربه خشک است. لازم نیست تجربهها عجیب باشند. اما باید واقعی باشند: یک سفر، یک کار داوطلبانه، یک پروژۀ مدرسه، یک افتادن و بلند شدن، یک دلتپیدن برای هنر یا علم. از امروز به خود قول بدهید، هر سال چند تجربۀ جدید داشته باشی. آنها فصلهای مموآر آیندۀ شما هستند.
۳. رابطههای انسانی
در تمام مموآرها -از آنه فرانک تا پال کالانیتی- آدمها نقش مهمی دارند. دوستان، معلمها، خانواده، حتی دشمنها. زندگی بدون رابطه، روایت ندارد. اگر میخواهید روزی کتابتان خواندنی باشد، از همین حالا روابطتان را جدی بگیرید: کمک کنید، حرف بزنید، ببخشید، ارتباطهای ارزشمند بسازید.
۴. تأمل و نوشتن
تمام مموآرنویسها چیزی مشترک دارند: مینویسند. حتی کم. حتی گاهی. بدون یادداشتبرداری، آینده جزییات مهم را فراموش میکند. یک دفتر ساده داشته باشید و هر هفته، یک صفحه بنویسید: چه چیزی یاد گرفتید؟ کجا ترسیدید؟ کجا خوشحال شدید؟ چه چیزی میخواهید تغییر دهید؟
این نوشتهها مواد خام کتاب ۸۰سالگیتان خواهند بود.
۵. معنا
خوبترین مموآرها نشان میدهند نویسنده فقط زنده نبوده، بلکه در زندگیاش معنا پیدا کرده است. معنا از کارهایی میآید که میفهمید چرایی پشتشان چیست. اگر امروز فقط به گذران عمر مشغولید، کتاب آیندهتان خالی خواهد بود.
زندگی جذاب، از اتفاقهای بزرگ ساخته نمیشود
این حقیقتی است که هر کس باید بشنود: مموآرهای عالی معمولی شروع میشوند. کتابهای بزرگ دربارۀ جنگ، بیماری، مهاجرت، موفقیت و شکست نوشته شدهاند، اما جذابیتشان در اتفاقها نیست؛ در نگاه نویسنده است.
پس اگر احساس میکنید زندگیتان معمولی است، اتفاقاً این عالی است. آزادید که نگاه خود را بسازید؛ ارزشهایی که میخواهید، روابطی که خوشحالتان میکنند، تجربههایی که تغییرتان میدهند.
از امروز چطور زندگی کنم تا مموآرم خواندنی باشد؟
پنج توصیه روشن و عملی:
۱. موقعیتهایی را انتخاب کنید که کمی میترساندتان
ترسها معمولاً بهترین نقطۀ شروع فصلهای جدیدند.
۲. یک یا دو ارزش اصلی پیدا کنید
لازم نیست همهچیز مهم باشد. انتخاب کنید: یادگیری، مهربانی، خلاقیت، اینها ساختار کتاب آیندهتان هستند.
۳. از کم شروع کنید اما بنویسید
نه رمان. نه دفترچههای پر. فقط هر هفته چند خط. خود را در کلمات بسازید.
۴. روابط را با دقت انتخاب کنید
دوستانتان فصلهای کتاب آیندهتان هستند. آدمهایی که کنارشان رشد میکنید، مهمترین میراثتان خواهند بود.
۵. به اثرگذاری فکر کنید، نه فقط موفقیت
اثرگذاری همیشه معنای بزرگی ندارد. گاهی اثرگذاری یعنی لبخند کسی در اتوبوس. کمک به دوستی که ناامید است. یاد دادن چیزی که خود تازه یاد گرفتهاید.
نتیجه
هر روز یک صفحه از کتابی است که در ۸۰سالگی خواهید نوشت. مهم نیست امروز کجایید؛ مهم این است که آگاهانه زندگی کنید، تجربه کنید، صادق باشید و ارزشهایتان را بشناسید.
اگر از همین حالا به خود بگویید: «میخواهم نسخۀ پیرترم روزی این مموآر را بخواند و بگوید: «من زندگی کردم»، آنوقت میراثتان نه یک اتفاق در آینده، بلکه یک فرآیند روزانه میشود.
زندگیای که با آگاهی ساخته شود، همیشه ارزش نوشتن دارد. و مموآری که از چنین زندگیای بیرون بیاید، همیشه ارزش خواندن خواهد داشت.
[۱]. Voice
[۲]. Reflection
آخرین دیدگاهها